انجمن ادبی حافظ

آخرین ارسالهای تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
فرياد مي زني و صدا فالش مي شود 1 283 محمد حسن زاده

پست ثابت

 

 سلام ای غرابت تنهایی 

 

                               اتاق را به تو تقدیم می کنم   

                                                    

ورود به انجمن ها                

 

عضویت در سایت:شما می توانید به روش زیردر سایت ثبت نام کرده و به عضویت سایت در آیید.لازم به ذکر است اعضا میتوانند با استفاده از کاربری خود آثار و مطالب خود را برای سایت ارسال نمایند ودر یک فضای علمی به نقد آثار یکدیگر بپردازند. 

 

 نحوه ی ثبت نام : در فرم سمت راست صفحه در قسمت عضویت  اقدام به پرکردن فیلدها نمایید در قسمت نام کاربری نامی را وارد کنید که دوست دارید آثارتان با آن نام منتشر شود بهتر است از نام ونام خانوادگی خود استفاده کنید .پس از تکمیل ثبت نام شما میتوانید بادرج نام کاربری و رمز ورود در قسمت ورود کاربران و کلیک بر روی دکمه ی ورود به سایت  وارد کاربری خود شده و اقدام به ارسال مطلب نمایید . مطالب پس از تایید مدیر به نمایش درخواهند آمد .امید است با یاری یکدیگر فضای مناسبی برای رشد و تعالی ادبیات ایجاد نماییم .   

 همچنین میتوانید با ورود به انجمن ها به صورت آنلاین اقدام به انتشار اثر و گفتگو و نقد روی اثار نمایید 

 تذکرمهم:  باز دید کنندگان محترم از شما درخواست میگردد در نقد آثار دوستان به معیارها وقواعد علمی نقد توجه داشته باشید و ضمن رعایت احترام متقابل و قائل بودن حق آزادی بیان برای هر منتقد به نقد آثار بپردازید و از هرگونه مجادله و نقد نظرات دیگران، یا تعریف و تمجید صرف بپرهیزید.

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 440 نویسنده :

بعد رفتنم مطلب ارسالی از ماتیسا

من رفتم

این تقدیر بود یا سرنوشت

نمیدونم

نجگیدم

واسه بودن با تو

تو اما با خودت

ببین من خوشبختم

 

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 45 نویسنده :

شهرآشوب مطلب ارسالی از MohammadRezaSamie

 چشمانم " تار" می بیند،

دلم " شور" می زند،

اینجا " شهرآشوب " است.

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 61 نویسنده :

نظریه آشوب مطلب ارسالی از MohammadRezaSamie

 در دلم آشوب است!
باز کدام پروانه در کدام نقطه جهان بال می زند؟!

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 87 نویسنده :

قضیه چیست؟! مطلب ارسالی از MohammadRezaSamie

 فضای غریبیست نازنین!

فضا طعم کدام توپولوژی را می دهد؟!

فضا دیگر حقیقی نیست؟!

یا اینکه مترها دیگر متر نیستند؟!

شاید اپسیلون های ما کمی بزرگتر شده اند!

هر چه هست، فاصله من و تو از هر اپسیلون دلخواه نیز بزرگتر است!

اندازه شما دیگر از متر ما خارج شده است!

دنباله های احساس تو دیگر به من همگرا نیستند!

این واگرایی تو مرا رنج می دهد!

اینک همه غم ها در من انباشته شده اند!

فشردگی فضا مرا خفه می کند!

کاش می گفتی قضیه چیست؟!

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 115 نویسنده :

مشروطه خواه مطلب ارسالی از محمد طاهری

 

بسته تپانچه بر کمر مشروطه خواهی

تبریز را برداشته تصویر آهی

چیزی نمی خواهد بداند از عدالت

آغوش استبداد بی بنیاد شاهی

شهری که سقفش را  سراسر غم گرفته

پیدا نشد در گوشه اش سیمای ماهی

باید به فانوسی در این بیغوله دل بست

چون یو سفی گمگشده در اعماق چاهی

من شعله بودم، با ستم ها گر گرفتم

چون آتشی افتاده در انبوه کاهی 

از جاهلی ستارها درهم شکستند

نه از تفنگ و جنگ با دشمن، سپاهی 

جنگی که سربازان نفهمیدند آخر 

باید کجا جنگید!؟ ماندند در دوراهی

تبریز می سوزد در آه و قسمت این است

عکسی به جا می ماند از مشروطی خواهی

 

 

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 123 نویسنده :

براي چشمانت مطلب ارسالی از حسيــن شادمهـــر

 براي چشمانت

 

اي وجــودم فداي چشمانت!

من اسيـــر صفاي چشمانت.

 

فرصتـــي، تا كبوتــر قلبـــم

پر كشـــد در هواي چشمانت.

 

قلب من اين حريم عشقستان

كُشتــــه‌ي آن بلاي چشــمانت.

 

من كه بودم غريب اين سامان

گشتــه‌ام آشنـــاي چشمانت.

 

وه چه عاشق، چه با صفا هستند

مـــردم روستـــاي چشــمانت.

 

اين من و اين دل و غزل‌هايم

بنـــدگان خـــداي چشمانت.

 

هر شب اينجا چه آتشين شعري

مي‌ســـرايم بـــراي چشمانت.

 

ســرد و تاريك چون زمستان است

لحظه‌هايم جـــداي چشمانت.

 

عاشقــم بر تو، عاشقــم بر تو

انعكــــاس صــداي چشمانت.

 

سينه سرخي مهاجرم اي دوست

مـــي‌روم تــا وراي چــشمانت.

 

«حسيـــن شادمهــــر»

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 97 نویسنده :

سید حسن حسینی تیل آباد

 

دهانت جهان بزرگی ست

وقتی حرف می زنی

در فکرت مورچه ها قدم می زنند

سربازان وطن قدم می زنند

 

سید حسن حسینی تیل آباد

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 552 نویسنده :

علی حبیبی - غزل

علی حبیبی - غزل

 هیچ بادی نیست تا از من هواداری کند

هیچ ابری نیست تا خون دلی جاری کند

کشتی در چنگ گل افتاده ام که سالهاست

منتظر مانده خدای قادرش کاری کند
 
 
شاعر معاصر علی حبیبی
 
 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 1907 نویسنده :

جواد مزنگی - غزل

جواد مزنگی

خواهشـــی بـر لـب من هست ولـی تکـراری

مـی شود دســت از اعـــدام دلـــم بــرداری 

 دل من مـــال تو شد پـس دل خود را مَشِـکن

بگذر از کشـتـن و ســرسختـی  وخـود آزاری

شاعر معاصر : جواد مزنگی

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 526 نویسنده :

سورنا جوکار-غزل

 

سورنا جوکار

 بی قرار چشم هایت دسته دسته سارها

طعم لبهایت شفای عاجل بیمارها

چشمهایت رانبند...این بی محلی کافی است
 
تا بگیری قدرت پرواز را از سارها
 

(سورنا جوکار)
 
 
 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 468 نویسنده :

شاعر معاصر : حمیدعرب عامری -غزل

حمید عرب عامری 

 

از تو تنها غربت یک کاروان ماند و غزل

پاره های ریز ریز آسمان ماند و غزل
 
آرزو های سرت را باد با خود می شکست
 
 
 
 شاعر معاصر : حمیدعرب عامری

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 684 نویسنده :

شاعر معاصر : حسین زحمتکش - چهار پاره


داری از قصد میزنی یک ریز 
 
با سر انگشت خود به شیشه ی من
 
قطره قطره نمک بپاش امشب
 
روی زخم دل همیشه ی من
 

شاعر معاصر : حسین زحمتکش

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 1409 نویسنده :

محسن ناصحی - غزل


این بار بی مقدمه از سر شروع کرد
 
این روضه خوان پیر از آخر شروع کرد

مقتل گشوده شد همه دیدند روضه را
 
از جای بوسه های پیمبر شروع کرد
 
 
شاعر معاصر :  محسن ناصحی 

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 325 نویسنده :

حامد ابراهیم پور - غزل

 تو را بــه نیت یک شـعر تازه خلق نمود

 
همان خدا که مرا بی اجازه خلق نمود

بـــرای خاطر تـــو  فـــرم پیش را  خط زد

مدرن تر شد و یک سبک تازه خلق نمود
 
 
"حامد ابراهیم پور"

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 266 نویسنده :

چند رباعی از مسلم فدایی

 یک لکه خون جای دل ما بکشید

این صحنه مینیاتوری را بکشید:

جای خط استوا بگیرید از آه 
 
روبان سیاه دور دنیا بکشید
 

مسلم فدایی

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 481 نویسنده :

سید جواد طباطبایی (غزل)

 این قصهء عجیب کماکان شناور است

مانند خون که در رگ انسان شناور است

این قصه قرنهاست که تبدار لحظه هاست
 
حتی میان فصل زمستان شناور است
 
 
سید جواد طباطبایی محرم ۱۳۸۴

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 267 نویسنده :

حمیدرضا برقعی ( غزل)

 تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن

دل اهالی این کوچه را تصرف کن

قدم بزن وسط شهر باصدای بلند

به عابران پیاده غزل تعارف کن

حمیدرضا برقعی

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 234 نویسنده :

لبخند تو الگوی همه صلح طلب هاست ( محمد حسن زاده )

 

محمدحسن زاده

 

  تا چشم کمان باز تو بر من نظر انداخت

این چشم پریشان شد و در جا سپر انداخت

با اخم اگر معتقدی روی تو زیباست

زیبایی اینگونه مرا در خطر انداخت

 

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 451 نویسنده :

سید جواد طباطبایی (غزل)

 کاش میشد به خاطر من و تو, تک تک لحظه ها عقب میرفت

آرزو تا گذشته هایی دور, تا شبی آشنا عقب میرفت
 
کاش میشد که من فقط یکبار, میرسیدم به بیست سالگیم
 
زندگی کوچه کوچه تا دیروز,تا حیاط شما عقب میرفت
 
 
سیدجواد طباطبایی

ادامه مطلب

تاریخ ارسال: ساعت: |تعداد بازدید : 591 نویسنده :